خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
557
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
گمان مىكنند كه با تسليم آن مقدمات ، خصم نمىتواند بر آنها غلبه كند ، زيرا خود را نسبت به همهء شبهات و راههاى تخلص از آنها ، آگاه مىدانند . ازاينرو بهتر است سائل نسبت به طايفهء اول ( كه مايل به احتياط هستند ) اينگونه عمل كند كه تسليم مقدمات را از آغاز جدل مطرح و طلب نكند بلكه در آخر آن را طلب نمايد . ولى نسبت به طايفهء دوم بهتر است از همان آغاز طلب تسليم مقدمات شود ، زيرا آنها در آغاز مسامحه مىكنند اما در آخر جدل كه الزام خود را در مقابل خصم احساس مىكنند از در لجاجت وارد مىشوند . توصيه براى اخفا و پنهان نمودن نتيجه اين است كه مقدمات بر شيوهء معمول و طبيعى ذكر نشوند ، بلكه يا از مقدمات دور تر به مقدمات نزديكتر و يا بالعكس شروع شود و يا مقدماتى كه نقشى در رسيدن به نتيجه نداشته و زائد و حشوند ذكر شوند ، تا مجيب نتواند به تكرار حد اوسط از هيأت اقتران مقدمات واقف شود . همچنين وقتى مقدمات - يك قياس كه منتج مقدم هستند - ذكر مىشوند ، سائل نبايد نتيجهء آن مقدمات را هم ذكر كند تا آنكه مجيب گمان نكند كه نتيجهء مطلوب را پنهان كرده است . و نيز هرگاه نتايج قياسهايى متقدم ، بالفعل ذكر شوند ، حد مطلوب آشكار مىشود . بايد دانست كه استعمال قياس براى خواص و استعمال استقرا براى عوام بهتر است . در استقرا اگر معنى متشابه داراى اسمى نباشد ، سخن مشوش و پريشان مىشود . زيرا هم سائل به دشوارى مىتواند به مقدمهاى كلى منتقل شود و هم مجيب به سختى مىتواند آن را نقض كند . و ممكن است به همين جهت ، غيرمتشابه داخل در استقرا شده و مقتضى خطاى سائل و غلط مجيب شود . بنابراين در امثال اين مواضع بايد تلاش نمود كه براى آن معنى ، تعريفى رسمى اثبات نموده و براساس آن تعريف ، اسمى براى آن معنى قرار دهند . شايسته و پسنديده نيست كه كسى استقرا را اينگونه نقض كند كه اسم آن مشترك است ( مثلا اين قضيه را كه « حيوان حساس است » نقض كند كه حيوان مرده حساس نيست ) مگر آنكه آن اسم در معنى غيرمشترك مشهور باشد ، اگرچه در حقيقت مشترك باشد . در بعضى موارد ممكن است مجيب بعد از پذيرش و تسليم مقدمه ، به موردى از آن